|
||
|
از من خواسته شده که تو این آپ از خودم بنویسم. سعیمو می کنم به درد شما هم بخوره دوست عزیز. تقدیم به کهکشان عشق در راه عشق ای هدهد صبا به سبا می فرستمت بنگر که از کجا به کجا می فرستمت حیف است طایری چو تو در خاکدان غم زینجا به آشیان وفا می فرستمت در راه عشق مرحله ی قرب و بعد نیست می بینمت عیان و دعا می فرستمت هر صبح و شام غافله ای از دعای خیر در صحبت شمال و صبا می فرستمت تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب جان عزیز خود بنوا می فرستمت ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت با درد صبر کن که دوا می فرستمت ای غایب از نظر که شدی همنشین دل می گویمت دعا و ثنا می فرستمت در روی خود تفرج صنع خدای کن کایینه ی خدای نما می فرستمت تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند قول وغزل به ساز و نوا می فرستمت حافظ سرود مجلس ما ذکر خیرتست بشتاب هان که اسباب و قبا می فرستمت شما گرفتار و دردمندید به شما مژده می رسد ، قدری صبر کنید و با گرفتاری ها بسازید. خداوند لطفش شامل حال شما می گردد، و تمام ناراحتی ها بر طرف می شود و غم و اندوه دیگر به جانب شما نمی آید. حافظ مقدمه: می خوام بگم من خیلی از مراحل زندگی رو تجربه کردم و سعی کردم هر تجربه ای رو که حتی دوستام بدست میارند رو تجربه ی خودم بدونم تا از یه نقطه دو بار ضربه نخورم. این می تونه مهم ترین چیز واسه کسی باشه که می خواد امروزش با دیروزش فرق کنه. یاد خدا ، علاجه دردا راستش من بیشتر موقعی به یاد خدا میوفتم که مشکل دارم ( این اواخر همیشه یه مشکلی هست) هر چی سنم بالاتر می ره ( اون موقع که به مامان می گم دیگه بچه نیستم ) خب اولش دنبال یه آزادی بودم که اینو گفتم ولی هر یه قدمی که تو مستقل شدنم جلو می رم کلی مشکل میاد جلوم. ای کاش بچه بودم. مثل اون روزا ساده بودم. ای کاش دلم هنوز اونقدری کوچیک بود که مامان تنها محرمم بودو حرفای درگوشی که بهش می زدم تنها چیزی بود که آرومم می کرد. الان چی کنم؟! کارامو ول کم؟ به هر حال بزرگ شدم.پس بهتره خودمو با این زندگیه جدید وقف بدم! چه طوره؟! بهتر نشد؟؟! آرامش من آرامش می خوام! خب، راه رسیدن به آرامش چیه؟ بیایم از خودمون بپرسیم. روش فکر کنیم.(جوابشو به هیچ کی نگیم! مستقل شدنو تمرین کنیم! خودمون فکر کنیم.) تصور کنید 6 سالتونه، تو خونه تنهایین. شب شده، ترس ورتون داشته.شاید تو اون بچگیتون از خانواده ذکر و یاد خدا رو شنیده باشین، ذکری که می تونه بهترین یار و پناه بی کسا و بی پناها باشه. حالا فکر کنین دلتون تنگه. سنتونم اونقدری هست که از گفتن هر ماجرایی به مامان امتناع کنین. مشکل دارین، نمی تونین به کسی بگین. حالا چی کار میکنین؟! خوشحالم گاهی اوقات می گم خیلی خوشبختم که همیشه یه نفر بالا سرمه. هیچ وقت ولم نمی کنه. اونی که جهانو ساخته، توش از یه نقطه ( من ) غافل نشده، پس چقدر توانا هست این خدا. ای کاش شکر کردن و بهتر یاد گرفته بودم ... اون موقع که عاشق شدی، برو شعر عاشقانه گوش کن با دوستات برو بیرون. چقدر کمکت می کنه؟؟؟ حالا تنها شدی، گوشه ی خونه نشستی، خبری از دوستات نیست. دلت گرفته، تو فکره معشوقتی. خودتو تلف شده می بینی. چیه؟ بیشتر از خدا خلقشو دوست داری؟!! پس فراموش نکن هواتو داره! دل آفریده؛ دلبر خلق کرده، ولی بدون ولمون نکرده... ببینیم حضرت حافظ چی میگه: پرتو رویت روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست منت خاک درت بر بصری نیست که نیست ناظر روی تو صاحب صاحب نظرانند ولی سرّ گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست اشک غمّاز من ارسرخ برآمد چه عجب خجل از کرده ی خود پرده دری نیست که نیست تا به دامن ننشیند ز نسیمت گردی سیل خیز از نظرم رهگذری نیست که نیست تا دم از شام سر زلف تو هر جا نزنند با صبا گفت و شنیدم سحری نیست که نیست من ازین طالع شوریده به رنجم ورنه بهره مند از سر کویت دگری نیست که نیست از حیای لب شیرین تو ای چشمه ی نوش غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست آب چشمم که برو منّت خاک در تست زیر صد منّت او خاک دری نیست که نیست از وجودم قدری نام و نشان هست که هست ورنه از ضعف در اینجا اثری نیست که نیست شیر در باده ی عشق تو روباه شود آه ازین راه که دروی خطری نیست که نیست مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز ورنه در مجلس رندان خبری نسیت که نیست غیر از این نکته که حافظ ز تو نا خشنود است در سراپای وجودت هنری نیست که نیست کار دنیا بی وفائی است. کسی هم نیست که از کار دنیا راضی شده باشد. عشق ورزیدن به دنیا به هر حال در نهاد آدمیان می باشد، پس سعی کن بدون هیچ درد و غمی از دنیا بهره مند شوی. دنیا به اندازه ی کافی غم سراست، باهات دعوا داره، تو با خودت دعوا نگیر. به زندگی امید داشته باش. 90 سالتم باشه، هنوز تو این دنیایی، شاید خیلی کارا باشه که باید انجام بدی، مرگ وزندگی دست خودت نیست پس دوست من هر سنی که داری و هر جایی که هستی بجنب، سریع باش. از خودت چی می خوای؟ تا حالا فکر کردی کی هستی؟( تو قرآن اومده اگه خوتو بشناسی خداتو شناختی پس من فکر نمی کنم با قضیه ی ساده ای رو به رو شده باشی) قراره کی بشی؟ آرزو های بچگیت یادته؟ یه کار پر درآمد که بتونی به هر کی دلت بخواد کمک مالی کنی یا حد اقل خودت به جایی برسی که محتاج کسی نباشی، فراموش که نکردی؟ پس از الان کارامونو دسته بندی کنیم شاید به بعضیاشون برسیم. باز میریم سراغ حضرت حافظ: نسیم بهشت کنون که می دمد از بوستان نسیم بهشت من و شراب فرح بخش و یار حور سرشت گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز که خمیه سایه ابر است و بزرگمه لب کشت چمن حکایت اردیبهشت می گوید نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بهشت وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد چو دشمن صومعه افروزی از چراغ کنشت به می عمارت جان کن که این جهان خراب بر آن سراست که از خاک ما بسازد خشک مکن به نامه ی سیاسی ملامت من مست که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت قدم دریغ مدار از جنازه ی حافظ که گرچه غرق گناه است می رود به بهشت خداوند درهای رحمت را به روی شما می گشاید رحمت را می گشاید و دنیا را برات چون بوستان می کند و شما غرق در لذت و شادی می شوی، و سعی کن در آن موقع به فکر دیگران و زیر دستان باشی تا خدا هم رحمتش را از تو دریغ نکند. نیلوفر خانم! دوست من و همکار گلم. دنیا زیرو بم داره. منم مشکل دارم. همه دارن. بستگی داره چه طوری باهاش کنار بیای.پس تکلیفتو باهاش روشن کن. اونقدر تو این دنیا کار واسه انجام دادن هست که نگو و نپرس پس اول ببین ازش چی می خوای،اگه برنامه نداشته باشی بهش نمی رسی؛ وقتتو پای کارای بی مورد نظار. امیدوارم وضعت تغییر کنه... warning
عبرت لوئيز ردن، زني بود با لباس هاي كهنه و مندرس، و نگاهي مغموم. وارد خواروبار فروشي محله شد و با فوتني از صاحب مغازه خواست كمي خواروبار به او بدهد. به نرمي گفت شوهرش بيمار است و نمي تواند كار كند، و شش بچه هاشان بي غذا مانده اند. جان لانگ هاوس ، صاحب مغازه، با بي اعتنايي، محلش نگذاشت و با حالت بدي خواست او را بيرون كند. زن نيازمند، در حالي كه اصرار مي كرد گفت: « آقا، شما را به خدا، به محض اينكه بتوانم پولتان را مي آورم.» جان گفت نسيه نمي دهد. مشتري ديگري كه كنار پيشخوان ايستاده بود، و گفت و گوي آن دو را مي شنيد به مغازه دار گفت: « ببين خانم چه مي خواهد، خريد اين خانم با من. » خواروبار فروش با اكراه گفت: « لازم نيست، خودم مي دهم. ليست خريدت كو؟» لوئيز گفت: « اينجاست. » « لست ات را بگذار روي ترازو. به اندازه ي وزنش، هر چه خواستي ببر. » لوئيز با خجالت يك لحظه مكث كرد، از كيفش تكه كاغذي در آورد، و چيزي رويش نوشت و آن را روي كفه ي ترازو گذاشت. همه با تعجب ديدند كه كفه ي ترازو پايين رفت. خواروبار فروش باورش نشد. مشتري از سر رضايت خنديد. مغازه دار با ناباوري شروع به گذاشتن جنس در كفه ي ديگر ترازو كزد. كفه ي ترازو برابر نشد، آن قدر چيز گذاشت تا كفه ها برابر شدند. در اين وقت، خواروبار فروش با تعجب و دل خوري تكه كاغذ را برداشت ببيند روي آن چه نوشته شده است. كاغذ، ليست خريد نبود، دعاي زن بود كه نوشته بود: « اي خداي عزيزم، تو از نياز من با خبري، خودت آن را برآورده كن. » مغازه دار با بهت جنس ها را به لوئيز داد و همان جا ساكت و متحير خشكش زد. لوئيز خداحافظي كرد و رفت. مشتري يك اسكناس پنجاه دلاري به مغازه دار داد و گفت: « تا آخرين پني اش مي ارزيد. » فقط اوست كه مي داند وزن دعاي پاك و خالص چه قدر است... دعا بهترين هديه ي رايگاني است كه مي توان به هر كس داد ، و پاداش بسيار برد. warning
Louise Redden, a poorly dressed lady with a look of defeat on her face, walked into a grocery store. She approached the owner of the store in a most humble manner and asked if he would let her charge a few groceries. She softly explained that her husband was ill and unable to work, they had six children and they needed food. John Longhouse, the grocer scoffed at her, ignored her and requested that she leave his store, in a rude manner. The needful woman insisted and said: “please sir! For God’s sake, I will bring you the money just as soon as I can.” John told her that he could not give her credit. Standing beside the counter was a customer, who over heard the conversation between the two. The customer told the grocer that he would stand good for whatever she needed for her family. The grocer said in a very reluctant voice: “you don’t have to, I’ll pay it myself.” Do you have any grocery list? Louise replied, “Yes sir”. “Ok” he said. “Put your grocery list on the scales and whatever your grocery list weighs, I will give you that amount in groceries” Louise shyfully hesitated a moment, then she reached into her purse and took out piece of paper and scribbled something on it. She then laid the piece of paper on the scale. Everybody’s eye showed amazement when scales went down. The grocer, said, “I can’t believe it.” The customer smiled. The grocer started putting the groceries on the other side of the scales, with wonder. The scale did not balance, so he continued to put more and more groceries on them until scales balanced. The grocer grabbed the pies of paper from the scales and looked at it with greater amazement and disgust. It was not grocery list; it was her prayer, which said: “Dear Lord, You know my needs and I am leaving this in your hands.”
The grocer gave her the groceries that he had gathered and stood in stunned silence. Louise thanked him and left the store. The customer handed a fifty dollars bill to the grocer and said, “It was worth every penny of it.” Only God knows how much a sincere and pure prayer weighs … Prayer is the best free gift to give anyone. There is no cost but a lot of rewards. پرسش و پاسخ
سلام بچه ها: امروز با يكي ديگه از پرسش و پاسخ هاي از كجا چه خبر اومدم ، البته قبل از هر چيز روز زن رو به همه مادرا ، ماد بزرگا ، جدها و... تبريك مي گم! * به تازگي مايكروسافت ، براي گوشي هاي تلفن همراه ، چه خدمات ويژه اي ارائه كرده است؟ مايكروسافت در ادامه ي تلاش براي ورود به بازارهاي جديد و فراتر از بازار نرم افزارهاي رايانه هاي شخصي ، سيستم عامل جديدي ، ويژه ي استفاده در تجهيزات موبايل از قبيل گوشي هاي تلفن همراه و رايانه هاي جيبي به بازار مي دهد . مايكروسافت اين سيستم عامل جديد را با نام ويندوز موبايل (windows mobile 6) معرفی کرد . یکی از قابلیت های مهم این سیستم عامل امکانات گرافیکی آن ویژه ی نمایش اطلاعات در صفحه ی نمایشگر کوچک تجهیزات موبایل است . به طور مثال ٬ گوشی تلفن همراهی که به سیستم عامل ویندوز موبایل مجهز باشد ٬ می تواند به رغم کوچکی صفحه ی نمایش خود ٬ وب سایت های اینترنت را با همان کیفیتی که در نمایشگر رایانه ها و لپ تاپ ها به نمایش در می آیند ٬ نمایش دهد . به علاوه این سیستم عامل به شکل کامل با مجموعه خدمات اینترنتی لایو شرکت مایکروسافت ٬ از جمله میندوز لایو مسنجر و موتور جست و جوی لایو سرچ این شرکت هماهنگ شده و کاربران تجهیزات موبایلی که بدین سیستم عامل مجهزند ٬ می توانند از انواع خدمات اینترنتی مایکروسافت در این تجهیزات موبایل استفاده کنند . راستی بچه ها اگه تا حالا با موبایلتون رفتین اینترنت بی زحمت منو راهنمایی کننین. پرسش و پاسخ
سلام بچه ها اميد وارم از اين سوال و پاسخ به اون لذت ببرين: * تركيب اشك انسان چيست؟ دانشمندان دانشكده ي چشم پزشكي دانشگاه ايالتي « اوهايو » در مطالعه اي جديد موفق به شناسايي تركيب پيچيده ي موجود در اشك انسان و حتي خانواده ي ناشناخته اي از چربي هاي موسوم به ليپيد را در اشك چشم انسان كشف كرده اند . به گزارش « لايو ساينس » ، اشك چشم انسان با غم ، شادي ، نااميدي و يا با بسياري از حالات روحي ديگر ممكن است ايجاد شود . ساختار دقيق اين ماده تا پيش از اين براي محققان به صورت ناشناخته اي باقي مانده بود . تحقيقات قبلي نشان مي دهد كه اشك چشم انسان داراي سه لايه ي مختلف بوده كه لايه ي مياني بيروني متشكل از مواد چرب است ، هر بار كه انسان پلك مي زند لايه ي چرب اشك سطح چشم را مي پوشاندو آن را مرطوب مي كند . اين لايه ي چرب حاوي نوع ديگري از ليپيد ها به نام اوليمايد است كه پيش از اين در مغز و دستگاه اعصاب مركزي انسان مشاهده شده بود. تحقيقات نشان مي دهد كه اوليمايد در تنظيم خواب و نيز برقراري ارتباط ميان سلول هاي عصبي انسان نقش دارد كه وجود اين ماده در اشك چشم نيز احتمالا در برقراري ارتباط عصبي ميان سلول هاي بخش جلويي چشم انسان نقش دارد . كم و يا زياد بودن اين ماده يا هر كدام از ساير مواد چرب موجود در اشك چشم مي تواند به عدم مرطوب شدن كامل چشم و بروز بيماري خشكي چشم منجر شود . اين محقق بيان داشت كه اشك چشم سبب براق شدن و بروز پديده ي انكسار نور در چشم انسان مي شود كه اگر اشك وظيفه ي خود را درست انجام ندهد ، احتمال بروز اختلال درديد به وجود مي آيد . اين وضعيت در ميان افرادي كه از لنز استفاده مي كنند به ويژه خانم ها شايع تر است . من و ببخش آ--
سلام بچه ها: سلام بچه ها :اميدوارم پرسش ها و پاسخ هایی که به اونا دادم به دردتون بخوره *آيا دستگاهي ساخته شده كه با آن بتوان صدا را از دور ضبط كرد؟بلي ، دستگاه هايي در بازار يافت مي شود كه براي ضبط صدا از فواصل 50 تا 100 متري ساخته شده كه: "Monocular"نام دارد و شباهت زيادي به دريافت كننده هاي ديجيتال و بشقاب هاي ارسال اطلاعات داشته و قدرت ويژه اي در ثبت امواج بسيار ريز و پايين دارد.*تلويزيون هاي ديجيتالي (HDTV) چه ويژگي هايي نسبت به گونه هاي ديگر دارند؟ در تلويزيون هاي HDميزان شفافيت به مراتب بيشتر از گونه هاي قديمي است . تلويزيون هاي ديجيتال تلفيقي از تكنولوژي مانيتور و پخش تلويزيوني آمده است كه اين به معناي وجود پيكسل يا سلول بيشتر و تصوير شفاف تر است در واقع تلويزون هايي كه مي توانند تصاوير ويديويي را با بالاترين درجه ي شفافيت ( 1080 پيكسل ) به نمايش در آورند يعني تعداد پيكسل هاي آن ها ۶ برابر تعداد پيكسل تلويزين هاي آنالوگ (SDTV) است .در صورت مشاهده ي از نزديك تلويزيون هاي قديمي 51 اينچ يا حدود آن تلويزيون شطرنجي به نظر رسيده و بيشتر براي استفاده در ويلا كاربرد داشته اند (براي مشاهده از دور ) كه در تلويزيون هاي جديد اين مشكل حل شده و من به شخصه مدل هاي براويا را مي پسندم و به شما پيشنهاد مي كنم .
آرزومند آروزوهايتان :
مجتبي ...
مطالب پیشین
ويرايشگر
بازیابی اطلاعات مديريت دانلود پیغام خطاهای گوشیهای نوکیا رقص اسکلت تک آهنگ هایی برای دانلود رقص تو پارک.... دانلود موزیک ویدیوی سبب هیچ کس آموزش روبات یاهو بلوتوث حرام اعلام شد!!! دانلود آهنگ دانلود آهنگ ( آهنگ برتر ) دانلود تک آهنگ دانلود تک آنگ تبادل بنر مقایسه ی DSL ها کاربرد صلح آمیز علوم و فنون هسته ای در جمهوری اسلمی ایران دانلود تک آهنگ |
||